جدید یاد
-
تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 22:05
برکدام کوه؟ برکدام سنگ خاموش مانده؟ در کدام باد؟در کدامین غروب غمبار؟آخرین ترانه اش را سرمی دهدمرد تلخبا اشکی تلخ تر در چشمشوآستینی خیس ترآخرین یادها را چگونه دوره می کندبا خنجری شرمساراز نبردی که می بایداما نتوانستبرکدام گور؟برمزار کدام همسنگر؟زانو زده زار گریه می کندآخرین اندوهش رامرد تلخچونان ستا...
به یاد پرندگان خونین بال پر به میله های قفس سایید #موسی_افتخاری @mosaeftekhari
-
تاریخ: 1401/3/9 ساعت: 1:57
دلم شبیه پرنده ایست که وقت کوچیدندلش هوای به خون تپیدن داشتتا پرواززبس که در این کنج بی پروازبه یاد پرندگان خونین بالپر به میله های قفس سایید#موسی_افتخاری Adblock test (Why?)
به یاد پرندگان خونین بال پر به میله های قفس سایید #موسی_افتخاری @mosaeftekhari
-
تاریخ: 1398/12/23 ساعت: 10:12
دلم شبیه پرنده ایست که وقت کوچیدندلش هوای به خون تپیدن داشتتا پرواززبس که در این کنج بی پروازبه یاد پرندگان خونین بالپر به میله های قفس سایید#موسی_افتخاری
ارمان
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:58
پیش از آنکه ریسمان بر گردم نهند وچهارپایه ای زیر پایم بنشانند وچشمانم را با سیاهی دستمالی بربندند شمشیری بر گردنم نهادند وگیسوانم را با خشمی غریب می کشیدند تا به آرمانهایشان آری بگویم وقلبم را از مهر تهی سازم انگاه که من لب از هم نگشودم کنده ای خون آلود بر دهانم کوفتند ولب ودندانم را برهم نهادم تازی...
سرخوش
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:58
سرخوش به نگاه تو شدم مست دلارام غم دار دلم هست ولی خنده کنانم با باد خدا بی خبر از عشق چه گویم تا عشق در این خانه بودم سرخوش و مستم
خواستن
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:58
کاش می خواستمی کاش می توانستمی فریاد بر می آوردمی شبی نیمه شبی یا روزی آنگاه سر بر بالین می نهادمی وآرام می گرفتمی کاش می خواستمی تا حقیقت را به سان خورشیدی فروزان بر همگان می نشاندمی ومردمان را از حقیقتی تازه دلگرم می نمودمی یا می توانستمی فریاد بر می کشیدمی وهراسان می دویدمی جار کنان می سرودمی سرو...
مرگی برای سکوت
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:58
مرغی ازسکوت خویششرمساربودیاشایدازبودنبرفراز تپه زادگاه خویشبه پروازآخرین تن در دادآسمان ابری تیره گونبرزیربالهایش سنگین بودوخورشیددرپس ابرهای تیرهفریادکنانراه غروب درپیش گرفته بودبی آنکه ازپرواز حظی برده باشدبربلندای صخره ای سخت فرودآمدمنقار برسنگها کوفتتابشکندچنگال برتیزی سنگ خراشیدتاخونین چنگچنگ ب...
ارزوی مرگ
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:58
چه دل انگیز لحظه ایستآندم که تابوتم را برسرسنگی می گذارندوچندقدم دورترچندمردبرایم گوری می کنند تازه تازه تازهوهیچ مردیبرایم گریه نمی کند سیرسیرتنهای تنها دختریباچکمه های فرورفته درگلوکتی بلندباگونه های خیسمیان مهدرخویش گریه ساز می کندصدای آخرین کلنگ گورکنمژده رها شدن از بند مردم استتنها خروار خاکی ک...
شاکلید
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:57
لب فروبسته به اندوهی سرد سالهاست دلک غمزده ام خاموش است برلبم قفل نگفتن جاریست هرکسی هرچه بلد بود به خندیدن گفت تا که این قفل بریزد از هم ولی افسوس کسی کی فهمد چشم شهلای سیاهت ای یار شاکلیدیست برای لب من تا نیایی ونگاهی نکنی دل ولب خنده نخواهد کردن @mosaeftekhari
پدر کوه مقاومت
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:57
سوگندبه بابابه آنروز که نان دادبه آن لحظه که جان دادسوگندبه دستشکه تاول زده بسیارکه زبراست وترک دارسوگند به مویشکه بسیارپریش است که پیراست وسفیداستسوگند به رویشکه بشکسته وپیراستوپرچین وکبوداستسوگندبه آن قامت بشکسته بابابه آن قدکه کمان گشتبرای دل فرزندبرای دل تنگشسوگند به کوهیکه نامش ،پدرم بودکه صدبا...
آواهای دوردست
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:57
دردوردستها آواهایی ناهماهنگ فریادم می زنندباید بشتابم تازودتر از خیالم آنجا باشمشایدعاشقی با قلبی افسارگسیختهآخرین نجوایش را سرمی دهدتا خویش را از سخره ای دلتنگبرزمین افکندیا چوپانی محزون از آرزوی دختر کوچکشبرای دامنی چین دارگردن به ریسمانی تلخ داده استویا آهویی خراماناسیر دست صیادیستکه کفتاری مرموز...
آخرین یاد
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:57
برکدام کوه؟ برکدام سنگ خاموش مانده؟ در کدام باد؟ در کدامین غروب غمبار؟ آخرین ترانه اش را سرمی دهد مرد تلخ با اشکی تلخ تر در چشمش وآستینی خیس تر آخرین یادها را چگونه دوره می کند با خنجری شرمسار از نبردی که می باید اما نتوانست برکدام گور؟ برمزار کدام همسنگر؟ زانو زده زار گریه می کند آخرین اندوهش را مر...
جوخه مرگ
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 2:57
برجوخه های آتش وخون مردمانی ایستاده بودند با آخرین ترانه های سفیدشان مشت های گره باز نکرده ولبان خونین بی کلام وچشمانی تاریک درپس دستمالی سیاه نه، نه، باور نخواهم کرد چیزی جز گورستانی خونین آرامشان کند یکی زودتر آتش را بگوید تا پرواز گلوله ها به پروازشان درآورد #موسی_افتخاری